تبليغاتX
بیدار باش...

بیدار باش...

به ما چه ربطی دارد؟؟

                                                    بسم الله الرحمن الرحيم

 

اين روزها كه بيداري اسلامي بسياري از كشورها را دربرگرفته است، برخوردهاو درگيري هاي آنان ذهن مارا به خود مشغول ساخته است . از طرفي همان كساني كه پيش از اين محكوميت رژييم غاصب اسرائيل و دفاع از مردم بي دفاع فلسطين را مايه وهن و سرافندگي مي دانستند اين روز ها،باز هم همان سوال قديمي را تكرار مي كنند كه چرا اصلا ما بايد به كشورهاي مسلمان ديگر كمك كنيم ؟

هرچند پاسخ به اين سوال مي تواند ابعاد گسترده اي داشته باشد در اينجا به چند مورد از آن ها اشاره مي شود.

 

الف )‌خودتان را بگذاريد جاي كسي كه زير گلوله و توپ و ... است ،جاي كسي كه بلندگويي اسرائيل مي آيد و مي گويد يا تا ا ساعت ديگر خانه هايتان را ترك كنيد و برويد يا ... و بعد خانه را روي سرتان زنده زنده خراب كنند(يادداشت هاي مامور سازمان ملل بعد از كشتار ديرياسين يا صبرا .... ) ، خودتان را بگذاريد جاي كسي كه جلوي چشمش مرداها را مي برند و به زنها تجاوز مي كنند و قبرهاي دسته جمعي برايشان مي كنند(كشتارهاي بوسني و هرزه گوين)،خودتان را بگذاريد جاي كسي كه .... باز هم با همين دريا دلي  مي خواهيد ساكت باشيم ؟ ماهم شبيه  اين روزها را پشت سر گذاشتيم ، ما روزهاي سخت جنگ تحميلي را ديديم كه جوانان ما روزانه چطور پر پر مي شدند و در دنيا هيچ كس به فكر ما كه نبود هيچ، همه سلاح و مواد شيميايي به عراق مي فروختند تا جوانهاي بيشتري را از ما بگيرد و در نهايت ما را هم محكوم مي كردند...آن هم چه جوانهايي ،زين الدين ها را گرفتند، همت هاي ما را كشتند، باقري ها را ، تندگويان ها را زير شكنجه كشتند....هرچند ما جوانان با غيرتي داشتيم ،و رهبري امام خميني( ره)  كه نگذاشت ما با عراق و افغانستان و صربرنيتسا يكسان شويم و همان بلاها را نتوانستند بر سرما بياورند اما ما اين غربت را چشيده ايم و مي دانيم انسان در اين روزها چه طور در غربت جاهليت مدرن به كمك همنوعان خود نياز مند است  .. چه بگوييم در پيشگاه خدا كه مظلوم هايي جلوي ما را مي گيرند و از ما بازخواست مي شود كه چرا تنها  به فكر خود بوده ايم .

عادت جالبي داريم ما آدم ها ، وقتي توي ايستگاه اتوبوس ايستاده ايم ،و اتوبوس پر مي آيد داد و فريادمان بلند است كه "آقا ، برو جلو برو جلو" همينكه پايمان به پله اول اتوبوس مي رسد داد مي زنيم كه "آقا ، در رو بزن !"

ب)اين شعر "بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند" را هم فردوسي انگار براي همين زمان گفته است .چه طور ما راحت و بي دغدغه سفره پهن كنيم و غذاي گرم بخوريم در حاليكه امت پيامبر (ص) زير آتش و ظلم قرار دارند و  داد كمك سر مي دهند.

اساسا اين قانون جنگل است كه  هركس فكر خودش است . يعني ما دو راه داريم : يابايد  ظالم باشيم يا نباشيم ،سكوت در مقابل ظلم هم وقتي كاري از انسان بر مي آيد عين ظلم است. حتي در جنگل هم اين طور نيست و هم زيستي هاي عجيبي بين حيوانات وجود دارد .

ج)جالب اين جاست كه مردم آمريكا نبايد هيچ وقت اعتراض داشته باشند كه چرا ما اين همه ماليات بدهيم و بودجه كشورمان رسما و غير رسما اين همه به اسرائيل كمك كند،نه كمك ...چرا بايد هزينه شكل گيري و ادامه حيات يك كشور در حال جنگ را ما بدهيم ؟ فقط اسرائيل هم نيست ، چرا بايد آمريكا اين همه بودجه  را بدهد به اردن كه هم پيمانش بماند.چرا بايد اين همه به عربستان باج بدهيم كه شريك استراتژيك وي  در منطقه باشد و .... البته بايد توجه داشت كه دفاع كشور اسلامي ما از مسلمين همواره يك دفاع اعتقادي بوده است و برعكس آمريكاي جنايتكار ما هيچگاه به خاظر منافع خود از آنها دفاع نمي كنيم . بلكه در اين 30 سال نشان داده ايم در سخت ترين شرايط در كنارآنها بوده ايم . در اسلام دفاع از مظلوم واجب است حتي اگر نفع انشان در آن نباشد.

درواقع اين جادوي تبليغات و رسانه هاي بيگانه است كه جو را طوري نشان بدهند كه مردم خودشان سرگرم دنيا باشند و اصلا به اين موضوع ها فكر نكنند ولي در شبكه هاي فارسي زبان خود ،چنان القاي شبهه كنند كه مردم مسلمان ما كه در قرآن و اسلامشان همدردي و كمك به مظلوم از واجبات است نسبت به اين موضوع دچار شبهه شوند. 

شايد در جواب بگوييد كه آنها خودشان مشكل ندارند ،ما هم اگر خودمان نياز نداشتيم شبهه نمي شد برايمان . ولي اين درست نيست . مي بينيد كه اين روز ها اقتصاد غرب بدجوري دچار چالش شده است و اين مساله اي غير قابل انكار است ،سالانه بسياري  از آمريكاييان به علت ندادن قسط خانه هايشان بي خانمان مي شوند –البته بيخود دنبال اين حرف ها در امپراتوري رسانه غرب نگرديد ، در رسوايي هاي هر از چندگاهي ولي آمارهاي وحشت ناكي افشا مي شود-....

از طرف ديگر رفاه چيزي نيست كه نهايت داشته باشد ،مگر ما الان امكاناتمان كم است ؟در واقع اصلا اين نيست. نشان به آن نشان كه اين شبهات و اين ابراز نارضايتي اغلب از زبان مردم مستضعف ديندار ما نيست . انقلاب ما به قول امام انقلاب پابرهنگان بود. هميشه اين ضرب المثل درست است كه "از نخورده بگير و به خورده بده !!"  چطور است كه آقايان تحصيل كرده و اتو كشيده اي كه اين را مطرح مي كنند خود كلاهشان هم در مناطق روستايي نمي افتد ولي نگران آنها هستند؟ خود مردم روستايي ما با همه كم درس خواندگي شان اين غيرت را دارند كه معني آيه مباركه "و من يوق شح نفسه فاولئك هم المفلحون " را بفهمند .

 

د) آنچه ما از متون ديني و اسلامي خود مي فهميم اين است كه همه جا مومنين و مسلمين را خطاب قرار داده است و نگفته است اي مسلمانان ايران ! ويا اي مسلمانان افغان !

هرجا هم گفته است كه به مبارزه ظالم برويد نگفته است به مبارزه با ظالمي برويد كه تنها به خواهر شما تجاوز كرده است بلكه همه ظالمين را مخاطب قرار داده است .

در نهج البلاغه مولاي متقيان هست كه حضرت براي آنكه "خلخال از پاي زن يهودي" به دست دشمن در آمده ناراحت شده و مي فرمايند اگر اسنان از درد اين بميرد ،باز هم كم است . چه برسد به اين فجايع امروز جهان اسلام .

در اسلام ،نفت و معادن و... موهبت هاي خداداي معرفي شده اند كه ولي فقيه عادل مملكت اسلامي اختيار آن ها را در دست دارد تا از اين ثروت ها در راه اعتلاي اسلام استفاده نمايد.
باز هم می گویید به ما چه ربطی دارد؟؟!!!


نوشته شده توسط بصیر در 90/04/02 ساعت | لينک ثابت |

قوم به حج رفته




-ای قوم به حج رفته

 دیدن همیشه خوب است
خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد
خواه دیدن این زیبایی ها
شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد
Description: cid:1.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم
از این هم کهنه تر باشد
Description: cid:2.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد
Description: cid:3.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید باری که بر دوشمان
است از این هم سنگین تر باشد
Description: cid:4.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید
صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم
Description: cid:5.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید
خانه آخرتمان از این بدتر است
Description: cid:6.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید
مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ،
زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند
Description: cid:7.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


شاید
آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود
Description: cid:8.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


و
شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد
Description: cid:9.1942770959@web50901.mail.re2.yahoo.com


چشمها
را باید شست
 
Description: cid:10.2856719703@web45605.mail.sp1.yahoo.com

دل خوش از آنيم که حج ميرويم

 غافل از آنيم که کج ميرويم

کعبه به ديدار خدا ميرويم   

او که همينجاست کجا ميرويم

حج بخدا جز به دل پاک نيست


شستن غم از دل غمناک نيست

دين که به تسبيح و سر و ريش نيست


هرکه علي گفت که درويش نيست
صبح به صبح در پي مکر و فريب

شب همه شب گريه و امن يجيب
 
Description: cid:11.2856719703@web45605.mail.sp1.yahoo.com
 Description: cid:12.2856719703@web45605.mail.sp1.yahoo.com
Description: cid:13.2856719703@web45605.mail.sp1.yahoo.com
 Description: cid:14.2856719703@web45605.mail.sp1.yahoo.com
 

 
طبق آمار بانک جهاني در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توريسم يا به زبان ساده از : دکان زيارت مسلمين خانه کعبه معادل مبلغ 29.865.000.000.-دلار يا قريب سي ميليارد دلار بوده است.

زائرين ايراني که بصورت تمتع ويا عمره در همان سال به مکه رفته اند  1.937.000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4.879.000.000 دلار يا بعبارتي قريب به مبلغ پنج ميليارد دلار درآمد تقديم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در ميان تمام کشورهاي اسلامي مقام اول را به خود اختصاص داده اند.

نظر باينکه هواپيمائي جمهوري اسلامي قدرت جابجائي اين همه زائر را نداشته است شرکت هواپيمائي عربستان قريب به 54 درصد از زائران ايراني را به خود اختصاص داده است....

طبق گزارش مقامات ديپلماتيک ايران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترين و توهين آميز ترين رفتار را با زوار ايراني داشته اند و ايران از لحاظ توهين ماموران  عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است.

علماي عربستان در همان سال فتوي صادر کرده اند که ايرانيان شيعه کافر هستند.

طبق يک گزارش ديپلماتيک ديگر زائران ايراني ناخواسته ترين و منفورترين خارجي ها در عربستان محسوب مي شده اند.

با يک حساب سرانگشتي بوسيله پولي که ايرانيان سالانه به عربستان (دشمن شيعه ايراني) تقديم مي کنند مي توان تعداد 170.000 مسکن روستائي احداث کرد...
يا ميتوان 714.286 فرصت شغلي کشاورزي يا 200.000 فرصت شغلي صنعتي براي جوانان ايجاد کرد
يا ميتوان10.000.000.000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشي در کشور ايجاد کرد
ويا ميتوان با پول حجاج دوسال يک پالايشگاه سوپر مدرن با ظرفيت 75000 بشکه احداث کرد
ويا با پول پنج سال حجاج ميتوان ايران را به صادر کننده بنزين مبدل ساخت و ديگر براي واردات بنزين محتاج اعراب نبود....

اما افسوس که با پول حجاج ايراني قمارخانه هاي فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بيزنس حج را در اختيار دارند آباد ميشود.....و تا رسيدن ايرانيان مسلمان به مرحله فکرکردن در بهينه هزينه کردن پول براي نزديکي به خدا راه بسيار درازي در پيش است

نوشته شده توسط بصیر در 90/03/27 ساعت | لينک ثابت |

تفاوت اتفاقات در بحرين با ساير كشورهاي انقلاب كرده

رسول اكرم ص: مَن سمعَ مُسلماً يُنادي يا لَلمُسلمين فَلَم يَجِبهُ فَلَيسَ بِمُسلم

هركس صداي فرياد مسلماني را بشنود-که درخواست کمک و یاری میکند-و او را یاری نكند پس وی مسلمان نیست.

 قال علي ع : (( واعلم أن الناس صنفان إما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق ))

و بدان که مردم بر دو دسته‌اند، یا برادر دینی تو و یا برادر تو در آفرینش»

 

1- در هيچ يک از انقلابها   اماکن عبادی ( مساجد وحسينيه ها(موردهتک حرمت وتخریب واقع نشدند جزدربحرین

2- درهیچ یک از انقلابها بحرين قرآنها و کتب دینی به آتش کشیده نشدندجز در بحرين                                                         

۳- در هیچ يك از انقلاب ها ناموس مسلمانان مورد  تجاوز قرار نگرفت جز در بحرین

4- در هیچ یک از انقلابها  ارتش بیمارستان ها را محاصره واشغال نکرد جز در بحرین

5- در هیچ یک از انقلابها برای سرکوب قیام مردم ازنیروی نظامی کشورهای دیگراستفاده نشد  جز در بحرین 

6-  در هیچ یک از انقلابها استکبار جهانی و تمامی حکومتهای دست نشانده علیه مردم بی دفاع  متحد نشدند جز در بحرین

7- در هیچ یک از انقلابها مجروحین ازبیمارستانهاربوده نشدند جز در بحرین

 8- در هیچ یک از انقلابها زنان وکودکان بازداشت وشکنجه نمی شوند جز در بحرین

9- آیا میدانید که ارتش خشن عربستان عقید دارد با کشتن مردم بحرین به خدا تقرب می جوید

10- آیا میدانید که تا کنون 110 زن در بازداشتگاههای بحرین تحت شکنجه واقع شده اند که تعداد 40 نفر از آنان آزاد شدند

11- آیا میدانید که در میان زنان زندانی چندین پزشک ، دبیر ، مدیر مدرسه و دانشجو  و حتی دختران مقطع راهنمایی وجود دارند

12- آیا میدانید که زندانهای مخوف بحرین از پیشرفته ترین زندانهای جهان میباشد که حقوق دانان ، رهبران سیاسی ، پزشکان ، ورزشکاران ، علما ، کارمندان و ... تمام اقشار مردم را در بر گرفته است

 

 آخرین آمارو ارقام از جنایتات رژیم سفاک بحرین و رژیم اشغالگر عربستان

  1.  اخراج بیش از دوهزار نفر از کارهایشان و قطع حقوق آنان_رئیس دانشکده_استاد دانشگاه_معلم_پزشکان مطرح_پرستاران و کارمندان شرکت نفت و کارمندان دولت و غیره
  2.  تعداد زندانیان به بیش از 900 نفر رسیده ، که70تن از زنان که در بین آنان 3 زن حامله و  پزشک ، پرستار ، دختران دانشجو  ، دختران مقطع  دبیرستان ، راهنمایی ،  ابتدائی هم وجود دارد
  3. ۱۵۰ نفر از دانشجویان و 35 نفر از دانش آموزان اخراج شدند  
  4. و بورسیه دانشجويان ممتاز به کشورهای دیگر_مثل انگلستان لغو شده
  5. از میان زندانیان 150 نفر از تیم ملی بحرین نیز وجود دارد
  6.  تا کنون 50 مسجد و حسینیه ویران شده و تعداد 250 مسجد و حسینیه در لیست تخریب آل خلیفه قرار دارد
  7. تعداد شهدای بحرین به 32 نفر رسیده ، که نسبت به تعداد جمعیت بحرین آمار بسیار زیادی است ، بحرین یک ملیون جمعیت دارد که نصف آنان از سکنه اصلی بحرین نیستند و تابعیت گرفتند ، توجه کنید در بحرین به ازای هر صدهزار نفر 6 نفر کشته شدند و اگر این بخواهیم این آمار را نسبت به جمعیت مصر که 80 ملیون جمعیت دارد مقایسه کنیم تعداد شهدا به 5000 نفر خواهد رسید ،  بزرگترین شهید  پیرمردی 71 ساله و کوچکترینشان پسری 6 ساله و در بین شهدا 2 زن نیز ووجود دارد 4 نفر از شهدای قیام بحرین بر اثر شکنجه های وحشیانه در زندانهای آل خلیفه به شهادت رسیدند که ما از وضعیت سایر زندانیان بحرین بسیار نگرانیم. 

در پایان  میگویيم:

                     با وجود اشتراکها فرهنگی ، مذهبی و اجتماعی بین مردم بحرین و ایران

 

                                                    الاقربون اولی بالمعروف

 

بعد از دونستن این مسائل آیا تکلیف شرعی ما حمایت از مردم بی دفاع و مظلوم بحرین نیست؟؟؟!

جناب آیت الله جوادی آملی حمایت از مردم بحرین را واجب عینی دانستن

لازم به ذکر است که  بعضی از بزرگان ما هم حکم جهاد دادن


نوشته شده توسط بصیر در 90/03/24 ساعت | لينک ثابت |

عشق

عشق یعنی یک خمینی سادگی،
عشق یعنی با علی دلدادگی،

عشق یعنی دست تو پرپر شده،
عشق یعنی یک علی رهبر شده،

عشق یعنی لا فتی الا علی،
عشق یعنی رهبرم سید علی...


نوشته شده توسط بصیر در 90/03/16 ساعت | لينک ثابت |

عربستان علیه ایران صف‌آرایی می‌کند

 
دیپلماسی ایرانی: همانگونه که پیش بینی می‌شد، تحولات خاورمیانه تاثیر شگرفی بر تدوین سیاست خارجی نوین کشور‌های منطقه بر جای گذاشت که مهمترین آن شفاف‌تر شدن رویکرد اعراب در مقابل جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود. اعراب به طور سنتی با توجه به حساسیت‌های مذهبی و تاریخی و همچنین ساختار پیچیده روابط سیاسی با کشور‌های دشمن ایران شامل اسرائیل و آمریکا، تلاش کرده‌اند تا رویکردی همراه با محافظه‌کاری را در مقابل ایران دنبال کنند.

پرهیز از هرگونه اظهارنظر صریح در خصوص مجادله هسته‌ای ایران با غرب، نمونه‌ای واضح از این محافظه‌کاری‌ها به شمار می‌رود، چرا که بنا بر باور شماری از تحلیلگران پیشرفت هسته‌ای جمهوری اسلامی برای شیخ نشین‌های حوزه خلیج فارس خوشایند نیست و به منزله تهدیدی برای آنها محسوب می‌شود. با این حال همسایگان عرب ایران در خلیج فارس تا پیش از وقوع خیزش‌های مردمی در منطقه بر استراتژی همراه با احتیاط در قبال ایران اصرار ورزیدند. اما روند تحولات شمال آفریقا و خلیج فارس به گونه‌ای محاسبات استراتژیک را تغیر داد که سرانجام برخی کشور‌های عربی مواضع روشن‌تری را در قبال تهران اتخاذ کردند.

از جمله این کشور‌ها می‌توان به عربستان سعودی اشاره کرد که پس از تحولات بحرین به نوعی در مقابل ایران قرار گرفته است. به دنبال اعتراضات شیعیان بحرین علیه پادشاهی سنی مذهب، ریاض و متحدانش به منظور حمایت از حکومت بحرین، نیرو‌های خود را به این کشور گسیل داشتند. این در حالی بود که جمهوری اسلامی تنش‌های بحرین را به منزله انقلاب‌های مردمی علیه دولت توصیف می‌کرد که سردمداران بحرین باید به آن گوش فرا دهند.

در چنین شرایطی اعزام نیرو‌های عربستان به بحرین، اقدامی تحریک آمیز علیه منافع تهران بود که با واکنش تند مقامات جمهوری اسلامی مواجه شد. در همین حال مقامات بحرین و شورای همکاری خلیج فارس که عربستان سعودی نیز از اعضای آن محسوب می‌شود، تهران را به دخالت در امور داخلی بحرین متهم کردند. اتهامی که جمهوری اسلامی آن را تکذیب و در مقابل ریاض و متحدانش را به دخالت در بحرین محکوم کرد.

به این ترتیب تحولات بحرین آتش زیر خاکستر در روابط تهران و ریاض را شعله‌ور تر کرد به نحوی که مقامات عربستان نسبت به سفر وزیر امور خارجه به کشور های عربی در جهت تعدیل روابط نیز واکنش سردی نشان دادند. به موازات بالا گرفتن تنش‌ها در روابط ایران و عربستان، زمزمه تلاش ریاض برای صف آرایی در مقابل تهران به گوش رسید. تلاشی که برخی منابع دیپلماتیک در اسناد ویکیلیکس از مدت‌ها پیش مدعی آن شده بودند و تاکید داشتند که ریاض به منظور مقابله با رقیب منطقه‌ای خود یعنی ایران به دنبال متحدانی در خاورمیانه است.

روزنامه وال استریت ژورنال در مقاله‌ای به روابط ایران و عربستان سعودی گزارش داد: عربستان سعودی به دنبال قانع کردن دیگر کشور‌های مسلمان شامل اندونزی، مالزی، پاکستان و کشورهای آسیای میانه به منظور ایجاد ائتلافی غیر رسمی علیه ایران است. این روزنامه آمریکایی با اشاره به نگرانی آمریکا در مورد این اقدام عربستان که می‌تواند به تشدید تنش‌ها در منطقه منجر شود به نقل از مقامات سعودی، پاکستانی و آمریکایی گزارش داد: شاهزاده سلطان بن سعود که ریاست شورای امنیت ملی عربستان را بر عهده دارد در ماه مارس از فرمانده‌های پاکستانی درخواست کرده بود که به ارسال نیرو‌ها به بحرین کمک کنند.

همچنین وی به مقامات پاکستان هشدار داده بود که نمی‌توان روی آمریکا برای برقراری ثبات در خاورمیانه و حفاظت از منافع پاکستان در آسیای جنوبی حساب کرد. این در حالی است که گزارش‌ها از حضور برخی فرمانده‌های پاکستانی در این عملیات خبر می‌دهد که البته مقامات پاکستان پس از مشاهده ناخرسندی تهران این ژنرال‌ها را افرادی بازنشسته بدون مسئولیت نظامی معرفی کردند. بنا بر باور کارشناسان، پاکستان روابط اقتصادی و سیاسی نزدیکی با ایران دارد و به خصوص در بحث تامین انرژی به منابع نفت و گاز جمهوری اسلامی وابسته است و به همین دلیل می‌کوشد تا از تنش در روابط با تهران جلوگیری کند.

در ادامه گزارش وال استریت ژورنال به نقل از شاهزاده سلطان بن سعود ادعا شده است که تلاش عربستان برای صف‌آرایی علیه ایران بسیار گسترده است و شماری از کشور‌ها از آن استقبال کرده‌اند. وی مدعی شد همه کشور‌های مسلمان نسبت به اقدام در این زمینه در صورت نیاز و یا درخواست حکومت عربستان چراغ سبز نشان داده‌اند.

گزارش این روزنامه آمریکایی در حالی منتشر می‌شود که چندی پیش نیویورک تایمز نیز در گزارشی از تلاش دیپلماتیک و مالی عربستان برای مقابله با نیرو‌هایی در منطقه خبر داده بود که آرامش در کشور‌های بحران زده را از میان می‌برند. این در حالی است که تلاش‌های عربستان علیه ایران از بروز شکاف در روابط ریاض و واشینگتن خبر می دهد.

پیش از این نیز برخی تحلیلگران هشدار داده بودند که در صورت پا پس کشیدن کاخ سفید از حمایت همه جانبه ریاض، احتمال عملکرد یکجانبه عربستان برای حفاظت از منافع خود وجود خواهد داشت. در واقع حمله آمریکا به عراق و سرنگونی صدام حسین با وجود مخالفت عربستان، نخستین شکاف‌ها در اتحاد ریاض و واشینگتن ایجاد کرد. مقامات ریاض بر این باور بودند که باقی ماندن صدام حسین در راس قدرت عاملی پیش گیرنده در مقابل تهدید‌های احتمالی ایران محسوب می‌شود.

اما نیرو‌های آمریکایی وی را سرنگون کردند و حکومت کنونی عراق بیش از آنکه به اعراب سنی مذهب نزدیک باشد، با همسایه شیعه خود یعنی ایران همخوانی دارد. از سویی دیگر عربستان در سال 2009 نیرو‌های خود را به یمن گسیل داد تا با شورشیان مرزی مقابله کنند و با وجود ادعای یمن در مورد دخالت ایران در امور داخلی آمریکا اعلام کرد مدرکی دال بر این دخالت وجود ندارد. 

این اقدام نیز خشم ریاض را بر انگیخته کرد و پایین کشیده شدن حسنی مبارک از مسند ریاست جمهوری مصر نیز ضربه دیگری به روابط آمریکا و عربستان وارد کرد. مقامات عربستان تا حدودی کمک‌های آمریکا را در حذف حسنی مبارک موثر می‌دانند و این در حالی است که به گمان آنها، مبارک در مصر نیز می‌توانست مانعی علیه تهدید‌های احتمالی ایران در منطقه باشد.

به این ترتیب انتشار گزارشی در خصوص تلاش عربستان برای صف‌آرایی عربی – آسیایی علیه ایران، نوعی هشدار برای آمریکا نیز محسوب می‌شود که از عمق نگرانی دلسردی ریاض در روابط فی مابین حکایت دارد. هرچند که مقامات آمریکایی ضمن ابراز نگرانی در این زمینه ابراز امیدواری کرده‌اند که این متحد عرب در خاورمیانه بیش از حد در این زمینه پیش نرود.


نوشته شده توسط بصیر در 90/03/13 ساعت | لينک ثابت |

مروري بر روابط ايران و امريكا پيش از انقلاب اسلامي

روز اول خرداد ۱۳۵۸ سخنگوي وزارت خارجه امريكا گفت روابط سرد تهران واشنگتن معلول حمايت طولاني آمريكا از رژيم گذشته ايران است .
تاريخ تحولات سياسي ـ اجتماعي ايران بيانگر اين مطلب است كه سلطه خارجي به عنوان يكي از عوامل بازدارنده توسعه سياسي كشور محسوب مي‌گردد. اين امر طي دو قرن اخير شتاب و گسترش بيشتري يافته است. مداخلات روسيه، انگلستان، فرانسه، ايالات متحده امريكا و اتحاد جماهير شوروي، به عنوان عرصه‌هاي سياه اما واقعي تاريخ ايران مي‌باشد. اين مداخلات، ذهنيت بدبينانه‌اي را در افكار عمومي و فرهنگ سياسي ايران بر جاي گذاشته است. در اين بين انقلاب اسلامي ايران نه تنها دست ابرقدرت‌ها را از ايران كوتاه نمود بلكه تأثير بسزايي نيز در ميان اقوام و ملل ديگر در رابطه با سلطه‌ستيزي بر جاي گذاشت.
وقوع انقلاب اسلامي ايران به همان اندازه كه مبين مخالفت تمامي ملت ايران با سياست‌هاي داخلي شاه بود، نشان از ناخرسندي از سياست خارجي او هم داشت. محور حمله مخالفان شاه به سياست خارجي را انتقاد از اتحاد عملي او با ايالات متحده تشكيل مي‌داد و از همين رو به او لقب «شاه امريكايي» داده بودند. 1
امريكا در 37 سال سلطنت محمد‌رضا شاه علاوه بر صدور سرمايه، از شركت‌هاي تجاري و بانك‌ها، به عنوان پوشش و ابزار مهم توسعه روابط سياسي و اقتصادي خود با ايران استفاده مي‌كرد.2 در واقع با اعمال سياست‌هاي امريكا در ايران، تمام زير ساخت‌هاي تجاري، كشاورزي و صنعتي كشور نابود و ايران صرفاً به بازاري براي كالاهاي غربي مبدل گشت. وابستگي نهادهاي حكومتي كشور نيز تا آنجا بود كه بالاترين شخص مملكت در تمام امور تنها نظرات امريكايي‌ها را لحاظ مي‌كرد.
كودتاي 28 مرداد به بسياري از ايرانيان ثابت كرد كه شاه اگر آلت دست انگليسي‌ها نباشد عروسك امريكايي‌هاست. 3 همچنانكه تحولات سياسي ايران بعد از كودتاي 28 مرداد نيز درجهتي تداوم يافت كه موجبات افزايش نفوذ فراگير امريكا را در عرصه‌هاي مختلف سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي جامعه فراهم نمود. طي اين 25 سال حكومت ايران عملاً دست نشانده امريكا و تحت كنترل اين دولت بود و كاركردي غير از برآورده ساختن خواست‌‌هاي ايالات متحده نداشت. طي اين سال‌ها سيل مستشاران اقتصادي و نظامي امريكا جهت حفظ اركان نظام شاهنشاهي و متعاقباً اجراي سياست‌ها و فرامين واشنگتن راهي ايران شدند. نتيجه كار اين بود كه ايران به عامل اصلي اجراي سياست‌‌هاي منطقه‌اي امريكا، بازار بزرگ كالاهاي تجاري و نظامي امريكا و جولانگاه فرهنگ امريكايي تبديل شد. در اين سال‌ها هيچ جاي دنيا به اندازه ايران براي امريكايي‌ها داراي منافع سرشار وحياتي سياسي ـ اقتصادي نبود. آرامش و نفوذ امريكائي‌ها تا آنجا پيش رفت كه رژيم كاپيتولاسيون را در ايران به اجرا گذاردند. قانوني كه كمتر واحد سياسي در جهان به آن تن مي‌دهد.
افزايش تعداد امريكايي‌ها در ايران، گسترش همه جانبه‌ي روابط ديپلماتيك و محوريت امريكا در تمامي برنامه‌هاي رژيم به همراه ضرورتهاي نظام دو قطبي و نقش ايران در ائتلاف باغرب، زمينه‌هاي تسلط بيش از پيش امريكا بر ايران را فراهم كرده بود. طبيعي بود كه در چنين شرايطي، «استبداد سياسي» نيز درجامعه ايران حاكم باشد. به طوري كه بسياري از تحليلگران، دوران بعد از كودتا را با واژه‌هايي همانند «دولت دست‌نشانده» تبيين كرده‌اند. 4
روابط محمد‌رضا شاه با ايالات متحده از نيمه دوم دهه 1960 به تدريج توسعه و تحكيم بيشتري يافت، اما اتحاد عملي شاه با ايالات متحده نتيجه‌ي رويدادهاي سال 1351 ـ 1356 بود.
رشد سرسا‌م‌آور درآمدهاي نفتي و ميل روز افزون شاه به خريد تسليحات نظامي از امريكا، از ديد بسياري از ايرانيان نشانه‌ي خوش خدمتي كامل شاه به ايالات متحده و از دست رفتن استقلال كشور بود. در نهايت نيز همين احساس عمومي يكي از سرچشمه‌هاي ژرف بيگانگي و بيزاري مردم از رژيم شاه شد5 و جامعه غرب زده و رژيم دست نشانده شاه توسط نهضتي اسلامي كه از عمق وجود جامعه برخاسته بود، متلاشي گرديد. در واقع بيگانگي و بيزاري ايرانيان از ايالات متحده به اين تصور مردم باز مي‌گشت كه آن كشور با پشتيباني نظامي، اقتصادي و سياسي از رژيم شاه، احساس عزت و استقلال ايران را جريحه‌دار كرده است. 6
بنابراين شعارهاي مرگ بر شاه و مرگ بر امريكا از يك نوع رابطه دروني خبر مي‌داد. هنگامي كه مردم شعار مرگ بر امريكا را سر مي‌دادند، در بطن ‌آن بر شعار مرگ بر شاه نيز صحه مي‌گذاشتند و بالعكس. در واقع در دوران انقلاب و شرايط تاريخي بعد از آن، شعار مرگ بر امريكا پس از شعار الله اكبر به عنوان دومين شعار عمومي مورد حمايت مردم ايران بوده و در مقاطع مختلف نيز مورد استفاده قرار گرفته است. 7
پيوستگي و رابطه دروني دو شعار «مرگ بر شاه» و «مرگ بر امريكا» را مي‌توان در سخنان امام پس از ورود به ايران در بهشت زهرا نيز مشاهده نمود: « ما با آنها در اين مخالف هستيم كه آنها به نسل ما خيانت كرد‌ه‌اند، تمام نفت ما را به امريكا داده‌اند ما نفت داريم و آنها براي ما پايگاه درست كردند. يعني اسلحه‌هايي آورده‌اند اينجا كه ارتش ما نمي‌تواند آنها را استفاده كند. ما 50 سال است كه در اختناق به سر مي‌بريم. نه مطبوعات داشتيم نه راديو نه تلويزيون. اين آقا خودش خودش را قبول ندارد ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد فقط امريكا از او پشتيباني كرده است.» 8
مدعاي اين سخن امام را به وضوح مي‌توان در جمله معروف شاه به كيم روزولت پس از كودتاي 28 مرداد 32 مشاهده نمود: « من تاج و تخت خود را مديون خدا،‌ملتم و شما (امريكا) مي‌دانم.» 9
بنابراين براي يافتن ريشه‌هاي روابط خصمانه جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا از يك سو بايد به تاريخ معاصر ايران و رابطه دست‌نشاندگي رژيم پهلوي با امريكايي‌ها اشاره نمود و از سوي ديگر بايد به انديشه‌ها و مبارزات امام خميني رجوع كرد. كلام و مكتوبات امام در مقاطع مختلف مبارزاتي ايشان نشان مي‌دهد كه حيات دوباره اسلام مي‌تواند زمينه‌ نفوذ سلطه‌گران و خارجي‌ها در ايران كاهش دهد.
از ديدگاه امام خميني، كشورهاي غربي داراي همگوني‌هاي كاركردي مشابهي عليه ايران و جهان اسلام بوده‌اند؛ اما از آنجا كه نفوذ سياسي امريكا فراگيرتر از ساير واحدهاي استعمارگر بود، امام نيز لبه تيز حملات خود را از خرداد 1342به بعد متوجه امريكا نمود. بدين ترتيب امام خميني با مورد نكوهش قرار دادن نقش مداخله گرايانه امريكا، مبارزه با شاه را امري تاكتيكي براي خلع يد قدرت و نفوذ امريكا و ساير واحدهاي خارجي قرار داد. به همين دليل، امريكا به عنوان «شيطان بزرگ» مورد استناد قرار گرفت. اين واژه به معناي آن بود كه ايالات متحده و غرب به منزله عنصر اغواگر براي جوامع اسلامي نقش آفريني مي‌كنند.
شكست امريكا در ويتنام، ظهور برخي از دولتهاي ضد امپرياليستي و تجربه كاپيتولاسيون در ايران براي نهضت امام خميني بسيار تعيين كننده بود و منجر به تقويت بلاواسطه نهضت اسلامي در ايران گرديد. به عبارت ديگر، در دهه 1340 هيچ واقعه‌اي به اندازه مبارزه مستقيم امام عليه كاپيتولاسيون و توسعه نقش اسرائيل با اهميت تلقي نمي‌شود. زيرا امام در مورد ماهيت اين كشورها و روابط آنها با ايران معتقد بودند كه «ماچون ملت ضعيفي هستيم و دلار نداريم، بايد زير چكمه امريكا برويم. امريكا از انگليس بدتر، انگليس از امريكا بدتر، شوروي از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پليدتر، ليكن امروز سر و كار ما با امريكاست.» 10
با توجه به نگرش امام نسبت به امريكا و همچنين به دليل آنكه از قانون كاپيتولاسيون، امريكايي‌ها منتفع مي‌گرديدند؛ از اين رو امام نسبت به زمامداران ايالات متحده كاملاً بدبين بود و ‌آنان را به عنوان «خصم قرآن» مورد خطاب قرار مي‌داد. 11
امام خميني كه به كارگيري خدعه، نيرنگ، دروغ و استفاده از هر وسيله ممكن براي دستيابي به اهداف را مشخصه حكومت‌هاي شيطاني مي‌دانست و حكومت‌هاي شيطاني، ديكتاتوري و ستمگري را مردود مي‌پنداشت؛ 12 با شيطاني خواندن سياست‌هاي ابرقدرت‌ها، رفتار آنها را در جهت استيلا و تهاجم به كشورهاي ضعيف‌تر تفسير مي‌نمود. امام خميني معتقد بود كه «اين ابرقدرتهاكه ما اسمش را ابرقدرت مي‌گذاريم، تمام قدرتشان را روي هم مي‌گذارند و صرف آمال حيواني و شيطاني مي‌كنند، و تمام مقصد اين جنايتكاران دستيابي به قدرت براي كوبيدن هر كس كه در مقابلشان است، مي‌باشد و البته به آن هم درست نمي‌رسند. 13
امام خميني با چنين اعتقادي براي تبيين نقش و جايگاه ايالات متحده از واژه‌هايي استفاده مي‌نمود كه از يك سو داراي وجه ديني و اسلامي و از سوي ديگر داراي ابعاد ملي‌گرايانه، بسيج كننده و تحقير كننده نيز بود. زيرا امام خميني بادو پيش فرض هدفهاي خود را مشخص مي‌نمود. پيش فرض اول بر اين امر واقع بود كه عناصر خارجي، ساخت سياسي ايران را تحت كنترل خود در آورده و درصدد نهادينه كردن مؤلفه‌هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي خود در ايران مي‌باشند؛ و پيش فرض دوم بر اين موضوع قرار داشت كه به ميزان گسترش سلطه غرب در ايران، نفوذ آئين و احكام اسلامي كاهش خواهد يافت.
بر اين اساس اصولي‌ترين تحليل بر اين امر قرار دارد كه امام خميني براي تثبيت مباني احكام اسلامي وحفظ فرهنگ و هنجارهاي اسلامي، بر ضرورت مبارزه با سلطه خارجي تأكيد بسيار داشت. اين امر از يك سو براساس زير ساخت‌‌هاي اسطوره‌هاي ايراني در مورد نقش بيگانگان شكل گرفته بود، و از سوي ديگر روند مبارزات استقلال طلبانه و ضد استعماري را در ايران تقويت مي‌نمود. به اين ترتيب، هدف امام از انجام مبارزات سياسي در داخل، حفظ و تحقق احكام اسلام بوده است. براي نيل به اين امر، انجام مبارزات استقلال‌طلبانه، بيگانه ستيز و آزادي خواهانه به عنوان ابزار و روندي محسوب مي‌گرديد كه از يك سو زمينه را براي تحقق شرايط محيطي حفظ احكام ديني فراهم مي‌نمود و از سوي ديگر، واكنشي جدي و فراگير را عليه دولتهاي فراهم مي‌آورد كه از مشروعيت فراگير داخلي برخوردار نبودند.
در حالي كه امريكايي‌ها به عنوان حاميان اصلي رژيم شاه در شرايط اوج‌گيري انقلاب اسلامي، راه مقابله با آن را كاهش اقتدار شاه و حركت به جانب «حكومتي براساس قانون اساسي» مي‌دانستند و به شاه توصيه مي‌كردند كه به سمت دمكراسي و ليبراليزه كردن كشور حركت كند، 14 امام خميني به عنوان رهبر انقلاب، اساس رژيم شاهنشاهي و حاميان آن را زير سؤال برده بود و مواجهه با امريكا را در رأس همه مسائل سياسي عنوان كرده بود.
در سال‌هاي پس از پيروزي انقلاب و دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران نيز امام خميني همواره امريكا را با لقب «شيطان بزرگ» خطاب نمودند. چرا كه به عقيده امام «دولت امريكا به عنوان قدرتمندترين كشورهاي جهان براي بيشتر بلعيدن ذخاير مادي كشورهاي تحت سلطه از هيچ كوششي فروگذار نمي‌كند. امريكا دشمن شماره يك مردم محروم و مستضعف جهان است و براي سيطره سياسي و اقتصادي و فرهنگي و نظامي خويش بر جهان زير سلطه، از هيچ جنايتي خودداري نمي‌نمايد. او مردم مظلوم جهان را با تبليغات وسيعش كه به وسيله صهيونيسم بين‌المللي سازماندهي مي‌گردد، استثمار مي‌نمايد. او با ايادي مرموز و خيانتكارش، چنان خون مردم بي‌پناه را مي‌مكد كه گويي در جهان هيچ كس جز او و اقمارش حق حيات ندارند. ايران كه خواسته است از هر جهت با اين شيطان بزرگ قطع رابطه كند، امروز گرفتار اين جنگهاي تحميلي است. امريكا عراق را وادار نموده است تا ما را با حصر اقتصادي از پاي درآورد. مع‌الاصف اكثر كشورهاي آسيايي هم با ما سر ستيز داشته. ملت‌هاي مسلمان بايد بدانند كه ايران كشوري است كه رسماً با امريكا مي‌جنگد و شهداي ما، اين جوانان و دلاوران ارتش و سپاه از ايران و اسلام عزيز در مقابل امريكا دفاع مي‌كنند.» 15 بر اين اساس بود كه امام فرمود «هر چه فرياد داريد بر سر امريكا بكشيد، چرا كه امريكا هيچ غلطي نمي‌تواند بكند.»
ايستادگي و مقاومت در برابر امريكا و ساير ابرقدرت‌ها براي امام تنها يك شعار نبود، بلكه ايشان در مقاطع مختلف تاريخي به اثبات عملي آن مبادرت ورزيدند. نمونه بارز آن را مي‌توان در مصاحبه ايشان در دوران گروگان‌گيري با مجله تايمز لندن مشاهده نمود. وقتي كه خبرنگار در مورد امكان ترديد در مواضع امام خميني سؤال نمود، ايشان به گونه‌اي جدي اظهار داشت: «ما مي‌خواهيم به همه دنيا نشان دهيم كه «قدرتهاي فائقه» را هم مي‌توان با نيروي ايمان شكست داد. ما در برابر همه دولت امريكا با تمام قدرتش مقاومت مي‌كنيم و از هيچ قدرتي نمي‌هراسيم ... ما امريكا را خوب مي‌شناسيم و مي‌دانيم كه مي‌توانيم در برابرش مقاومت كرده از شرفمان دفاع كنيم. ما بايد بر امريكا غلبه كنيم و او را در همه منطقه شكست دهيم. ما تسليم بي‌عدالتي‌ها نخواهيم شد و با ستمكاران كنار نخواهيم آمد ... ما مي‌توانيم به آساني در برابر تجاوز امريكا بايستيم. امريكا ممكن است ما را شكست دهد؛ ولي نه انقلاب ما را، و به همين دليل است كه من به پيروزي خودمان اطمينان دارم.»
همچنين هنگامي كه كارتر قطع روابط ديپلماتيك با ايران را اعلام كرد، امام از اين اقدام استقبال نمود و آن را براي مسلمين امري سودمند دانست. در واقع مقاومت ايشان در برابر امريكا و فشارهاي ديپلماتيك آن كشور، روح مقاومت در برابر ابرقدرتها را فراهم آورد.
دعوت جيمي كارتر از شاه مخلوع براي سفر به امريكا، واقعه طبس، كودتاي نوژه، جنگ تجاوزكارانه عراق عليه ايران و حمايت‌هاي خاص امريكا از عراق در اين جنگ، قطع رابطه، تحريم اقتصادي، حمله به هواپيماي مسافربري ايران، حمله به پايانه‌هاي نفتي ايران، حمايت از گروه‌هاي برانداز مخالف عليه جمهوري اسلامي ايران، تلاش براي به انزوا كشاندن ايران در عرصه‌هاي بين‌المللي و قرار دادن ايران در ليست محور شرارت، از جمله اقدامات قهر‌آميز، خصمانه، انتقام‌جويانه و تهاجمي امريكا عليه ايران محسوب مي‌شود.
مسائل فوق بيانگر آن است كه ايالات متحده حتي در برهه زماني قطع ارتباط نيز همواره حجم بالايي از دل‌مشغولي را براي سياست‌گذاران ايران ايجاد نموده و از سوي ديگر روزي نيست كه اظهار نظري پيرامون ايران از جانب سران كاخ سفيد و گردانندگان وزارت خارجه و ساير مراكز قدرت اين كشور بيان نگردد.
از اين رو در دوران استقرار رژيم جمهوري اسلامي، در تمامي مساجد، سخنراني‌هاي رسمي و سياسي، علاوه بر تداوم شعار «مرگ بر امريكا»، جامعه سياسي ايران همچنان ايالات متحده را به عنوان «شيطان بزرگ» خطاب مي‌نمايد. اين امر بيش از هر چيز نشان از عمق ايدئولوژيكي منازعه ميان تهران و واشنگتن دارد.
از شعيب بهمن


منابع:
1. روح‌الله رمضاني، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران، ترجمه : عليرضا طيب، تهران، نشر ني، 1383، ص 58.
2. عليرضا ازغندي، تاريخ تحولات سياسي و اجتماعي ايران، تهران، سمت ، 1383، ص 367.
3. ويليام شوكراس‌، آخرين سفر شاه، ترجمه، عبدالرضا هوشنگ مهدوي، تهران، نشر البرز، 1369، ص 80.
4. عليرضا ازغندي، روابط خارجي ايران، تهران، سمت، 1383، ص 283ـ‌294.
5. پيشين، روح‌الله رمضاني، ص 58.
6. همان، ص 76.
7. Richard Cottam, "Inside Revolutionary Iran" The Middle East Journal, No 2, SpringT p.172,1989.
8. روزنامه اطلاعات، 12/11/57.
9. پيشين، ويليام شوكراس، ص 342.
10. منوچهر محمدي، انقلاب اسلامي زمينه‌ها و پيامدها، قم، دفتر نشر و پخش معارف، جاپ اول، 1380، ص 116.
11. باقر عاقلي، روز شمار تاريخ ايران از مشروطه تا انقلاب اسلامي، تهران، نشر گفتار،1372، ج 2، ص 476.
12. وصيت نامه سياسي ـ‌ الهي امام خميني، تهران، ‌مؤسسه چاپ و نشر عروج، 1379، ص 28.
13. در جستجوي راه از كلام امام، دفتر چهاردهم، فرهنگ و تعليم و تربيت،‌تهران، اميركبير، 1364، صص 62 ـ‌59.
14. زبينگو برژينسكي، اسرار سقوط شاه و گروگانگيري، ترجمه، حميد احمدي، تهران، انتشارات جامي، 1362، صص 2ـ 33.
15. صحيفه نور، مجموعه رهنمودهاي امام خميني، تهران، وزارت ارشاد اسلامي، 1369، ج 13، ص 84.


نوشته شده توسط بصیر در 90/03/13 ساعت | لينک ثابت |

شكنجه ي جديد آل خليفه

خبرنگار شبكه خبری فرانس 24 در تشریح شكنجه‌هایی كه در بازداشت‌گاه‌ با آن مواجه بود گفت: یكی از بازجویان مرا مجبور به خوردن ادرار كرد.

 
به گزارش فارس به نقل از روزنامه لبنانی "سدار نیوز "، "نزیهة سعید " خبرنگار شبكه خبری فرانس 24 از شكنجه‌هایی كه در زمان دستگیری‌اش توسط نیروهای امنیتی بحرین روی داده، سخن گفت. 
 
وی 22 ماه می، (یك‎شنبه گذشته) و زمانی كه به مركز پلیس الرفاع در جنوب بحرین فراخوانده شد، بازداشت شد. 
 
نزیهه سعید گفت كه با وی تماس حاصل شد تا در مركز پلیس حضور یابد، هنگامی كه به مركز پلیس رسید، پارچه‌ای سیاه روی سر وی كشیده شد و از وی درباره حضور در میدان اللؤلؤ تحقیق شد. 
 
نزیهه سعید نیز پاسخ داد كه به دلیل آنكه خبرنگار بوده و ماهیت كاری وی به گونه‌ای است كه باید رویدادها را پوشش دهد، در میدان لؤلؤ حضور داشته است. 
 
خبرنگار فرانس 24 ادامه داد: بعد از این صحبت، به ناگاه با سیلی‌های محكم بی‌رحمانه‌ای مواجه شدم و پس از آن یكی از بازجوها با لوله‌ای پلاستیكی‌ مانند، مرا مورد ضرب‌و ‌شتم قرار دادند. پس از آن از شدت درد روی زمین افتادم و یكی از بازجوها مرا با الفاظ ركیكی مورد خطاب داد. 
 
نزیهة ادامه داد: من را مجبور كردند كه به طور معكوس روی صندلی بنشینم و پس از آن بازجوها كمر من را با ضربات وحشیانه مورد ضرب‌وشتم قرار دادند. 
 
وی اضافه كرد: یكی از بازجوها در حالی كه در دستانش یك بطری بود آن را به دهانم نزدیك كرد و گفت: بخور! یكی از بازجوها گفت كه محتوی این بطری "ادرار " است و پس از آن نزیهة به دلیل بوی بد این بطری، سر خود را كنار زد. 
 
نزیهة گفت: پس از آن بازجوها اقدام به ریختن ادرار روی صورتم كردند. 
 
بر اثر این اقدام صورت نزیهة ملتهب شد و نقاطی قرمزرنگ روی صورت وی پدید شد. پس از آن یكی از بازجوها نزیهة را از موهایش به سوی حمام كشید و گفت اگر از ادرار خوشت نمی‌آید در حمام چیز دیگری وجود دارد. 

خداوندا!
يا غياث المستغيثين اغث...
 

نوشته شده توسط بصیر در 90/03/07 ساعت | لينک ثابت |

جي 8 براي بيداري اسلامي چه در سر دارد؟

عضو جمعیت ملی تغییر مصر، با اشاره به نشست "جی 8 " در فرانسه با محور به اصطلاح کمک مالی به مصر و تونس از نقشه این گروه برای مصادره انقلاب های عربی در راستای منافع خویش خبر داد.

 
کریمه حفناوی  جمعه در گفت وگو با شبکه خبری العالم اظهار داشت: 8 کشور بزرگ صنعتی (جی 8) و در راس آنها آمریکا، همواره از رژیم های دیکتاتوری تونس و مصر علیه مردم این کشورها حمایت می کردند اما وقتی مطمئن شدند که انقلاب ها در این کشورها به پیروزی رسیده است به ناچار از این رژیم ها دست کشیدند.
 
وی گفت: این کشورها اما در مواجهه با دیگر انقلاب های منطقه همچنان سعی می کنند تا با انجام اصلاحات اندک در برابر خواسته های مردم بایستند و رژیم های دیکتاتوری فعلی را حفظ کنند. 
 
نشست 8 کشور صنعتی جهان در فرانسه
 
رهبران 8 کشور صنعتی جهان (جی 8 ) روز پنجشنبه در شهر سیاحتی دوویل در شمال فرانسه گرد هم آمدند تا در نشست دو روزه به اصطلاح موضوع کمک اقتصادی به دموکراسی های نو ظهور جهان عرب را مورد بررسی قرار دهند.   
اگر چه اعلام شده که قرار است در این نشست کمک اقتصادی به مصر و تونس بررسی شود اما به نظر می رسد کشمکش میان کشورهای غربی و اقتصادهای در حال توسعه جهان، بر سر ریاست صندوق بین المللی پول بخش اصلی این نشست را به خود اختصاص دهد.
 
در این نشست که امروز (جمعه) به پایان می رسد گفته می شود که اختصاص یک بسته چند میلیار دلاری برای کمک به بازسازی مصر و تونس مورد تایید قرار خواهد گرفت.
 
قیام های عمومی در کشورهای عربی، تنظیم مقررات اینترنت و آینده نیروی اتمی هم در این اجلاس دو روزه به بحث گذاشته می شود.
 
رهبران آمریکا، روسیه، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، ژاپن و کانادا در این نشست همچنین درباره اقتصاد جهانی و تغییرات اقلیمی بحث می کنند.
 
غرب درصدد دور زدن انقلاب های عربی
 
عضو جمعیت ملی تغییر مصر، با اشاره به بررسی مساله انقلاب های عربی در نشست جی8، کشورهای غربی را به تلاش برای دور زدن انقلاب های مردمی عربی متهم کرد و گفت: رژیم اشغالگر امروزه از روی کار آمدن نظام های عربی ملی و دموکرات که علیه منافع و سیاست های خصمانه آن اقدام کنند، در هراس است.
 
وی با بیان این که کشورهای بزرگ همواره در تلاش برای غارت ثروت های منطقه و حفظ منافع خود هستند؛ خاطرنشان کرد: رژیم های مستبد منطقه از حمایت غرب برخوردارند زیرا همواره درخدمت منافع غربی ها و بویژه آمریکا در منطقه هستند.
 
حفناوی با اشاره به تلاش های گسترده برای دور زدن انقلاب های عربی اظهار داشت: نه فقط عناصر باقی مانده رژیمهای سابق بلکه آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در تلاش برای سرنگونی انقلاب ها و بازگرداندن رژیم های سابق هستند تا مبادا این انقلاب ها به سایر کشورهای عربی کشیده شود.
 
وی هشدار داد که قدرت های بزرگ در صدد هستند از دموکراسی در کشورهای عربی در حد خدمت به منافعشان حمایت کنند.
 
غرب اموال غارت شده ملت های منطقه را بازگرداند
 
عضو  جمعیت ملی تغییر از کشورهای غربی خواست تا اموال غارت شده ملت های انقلابی منطقه که توسط رژیم های سابق در بانک های این کشورها سپرده گذاری شده است را بازگردانند.
 
هراس از روی کارآمدن نظام های دموکراتیک عربی
 
حفناوی اظهار داشت: اسراییل امروز از آشتی فلسطینی و بازگشایی معابر و گذرگاه ها و موضع قاطعانه مصر در قبال آن رعب و وحشت دارد.
 
وی گفت: غرب به خوبی درک کرده است که روی کار آمدن نظام های دموکراتیک و ملی در کشورهای عربی علیه منافع اسراییل، شهرک سازی و یهودی سازی قدس خواهدبود.
 
حفناوی تاکید کرد که ملت های منطقه بر تحقق آزادی، عدالت، استقلال، کرامت، شکوفایی و توسعه اصرار دارند و هیچ گاه از این موضع خود عقب نشینی نخواهند کرد.

نوشته شده توسط بصیر در 90/03/07 ساعت | لينک ثابت |

بيداري جهان اسلام از منظر امام خامنه اي

رهبر معظم انقلاب در تبیین حرکت مردمی کشور های اسلامی منطقه ، دو ویژگی مهم را خاطر نشان شدند :ویژگی نخست حضور مردم در صحنه ی تظاهرات ها و دیگری گرایش و جهت گیری اسلامی و دینی این حرکت ها. نکته ی قابل توجه اینکه پیش بینی رهبر معظم انقلاب از این موج بیداری ، پیروزی قطعی این حرکت طبق وعده الهی است . همچنین اگر به بیانات ایشان در سال گذشته و قبل تر نگاهی بیاندازیم ،  می توان با گام های بعدی مطلوب این موج بیداری اسلامی آشنا شد، آنچه انقلاب اسلامی ایرانی در سال 57 و انقلاب های کنونی منطقه تنها یک تکه از این پازل بزرگ الهی هستند:

 

رهبر معظم انقلاب در تبیین حرکت مردمی کشور های اسلامی منطقه ، دو ویژگی مهم را خاطر نشان شدند :ویژگی نخست حضور مردم در صحنه ی تظاهرات ها و دیگری گرایش و جهت گیری اسلامی و دینی این حرکت ها. نکته ی قابل توجه اینکه پیش بینی رهبر معظم انقلاب از این موج بیداری ، پیروزی قطعی این حرکت طبق وعده الهی است . همچنین اگر به بیانات ایشان در سال گذشته و قبل تر نگاهی بیاندازیم ،  می توان با گام های بعدی مطلوب این موج بیداری اسلامی آشنا شد، آنچه انقلاب اسلامی ایرانی در سال 57 و انقلاب های کنونی منطقه تنها یک تکه از این پازل بزرگ الهی هستند:

شکل گیری هویت اسلامی:

از جمله شعار ها و خواست های مردم منطقه در قیام های علیه حکومت هایشان، حفظ استقلال و عزت ملی و اسلامی شان است. هویت اسلامی و حتی ملی تکه ی گمشده ی کشور های عربی منطقه است که سالیان طولانی توسط سران دستنشانده شان به عرصه فراموشی کشیده شده بود. سخنان زیر تنها گوشه ای از اشارات رهبر معظم انقلاب به مسئله هویت اسلامی است:

»این انقلاب آمد، نظام درست كرد، این نظام باقى ماند، روزبه‌روز قوى‌تر شد، روزبه‌روز هم پیشرفته‌تر شد؛ این میشود الگو. این الگوسازى یك گفتمانى را به وجود مى‌آورد كه آن، گفتمان هویت اسلامى و عزت اسلامى است. امروز در بین ملتهاى دنیا، احساس هویت اسلامى، قابل مقایسه‌ى با سى سال قبل نیست؛ احساس عزت اسلامى و مطالبه‌ى این عزت، امروز قابل مقایسه‌ى با گذشته نیست. این، اتفاق افتاده است.» (دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 19 اسفند 89)

«نخبگان سیاسى و فكرى در دنیاى اسلام، وظیفه سنگینى بر عهده دارند. اندیشمندان مسلمان، پیام آزادى بخش اسلام را هرچه رساتر و شیواتر به گوش و دل آحاد مردم خود برسانند. هویت اسلامى ملت‌هاى مسلمان را بدرستى تبیین كنند.» ( پیام به حجاج ،8 بهمن 82)

»دوران ده ساله‌ى حیات مبارك امام بزرگوار، دوران پیدایش نظام سیاسى اسلام و احیاء هویت اسلامى در مسلمانان جهان و افراشته شدن پرچم اسلام در كشور ما است.»(پیام به مناسبت دهه ی بزرگداشت یکصدمین سال میلاد مبارک امام خمینی(ره) ،31 شهوریور 78)

بازیابی عزت امت اسلامی:

دومین قدم و دومین مقصد ، بازیابی عزت امت اسلامی است. ایران اسلامی طی 32 سال پس از انقلاب پرچمدار این بازیابی عزت اسلامی بوده است. بعد از بازیابی هویت اسلامی، این امت بزرگ اسلامی است که باید عزت خود را دوباره به دست بیاورد.

»{امیدواریم خداوند متعال به بركت بعثت نبوى}دستهاى دولتهاى مسلمان را در دست یكدیگر گره بزند تا امت اسلامى ان‌شاءالله بتواند قدرت خود و عزت خود و آبروى از دست رفته‌ى خود را باز یابد.» (بیانات در دیدار مسئولین نظام، عید مبعث،19 تیر 89)

»بازیابى مجد و عظمت امت اسلامى، امروز در سراسر جهان اسلام، انگیزه و خواست جوانان و فرزانگان شده است»(پیام به کنگره حج،29 دی 83)

تشکیل جامعه مدنی نبوی:

همه ی قدم های طی شده ، زمینه ساز تشکیل جامعه مدنی نبوی خواهند شد. جامعه نمونه اسلامی و الگویی برای جهانیان از قدرت مدیریت و حکومت اسلام بر تمام شئون زندگی :

»اسلام با تشكیل حكومت در مدینه و تشكیل جامعه‌ى مدنى نبوى نشان داد و ثابت كرد كه اسلام فقط نصیحت كردن، موعظه كردن و دعوت كردن به زبان نیست. اسلام میخواهد حقایق احكام الهى در جامعه تحقق پیدا كند؛ این جز با ایجاد قدرت الهى امكان‌پذیر نیست. »(بیانات در عید غدیر ، 4 آذر 89)

ادامه راه:

مسلما کار به تشکلی جامعه مدنی نبوی ختم نخواهد شد. آنچه رسالت انبیا و اولیا الهی بوده و خواهد بود، حکومت صالحان است، همه ی بیداری ها، هویت سازی ها، بازیابی عزت ها، و تشکیل جوامع متحد اسلامی تلاشی اندک برای زمینه سازی حکومت جهانی حضرتش خواهد بود. قدم گذاشتن در مسیر تمدن سازی اسلامی که تنها با وحدت کلمه امت اسلامی امکان پذیر است نیز جزو قطعات همین پازل بزرگ است.

آنچه امروز در مورد بیداری اسلامی جهان اسلام بیش از پیش قابل تامل است، تذکر مسیر پیش رو به امت های اسلامی است. مسیری که ریشه در تعالیم رسول گرامی اسلام (ص) و کتاب آسمانی مسلمانان دارد.


نوشته شده توسط بصیر در 90/03/07 ساعت | لينک ثابت |

نرم خو باش نه سازشگر

دکتر ناصر العمر / ترجمه: صلاح الدین مصلح

نرمخویی، برخی از دعوتگران، طلاب علم و دیگران را از دایرهٔ آسانگیری به دایرهٔ سازش می‌کشاند و بجای آنکه نصیحت کننده‌ای امانتدار باشند، برای اصلاح مردم به سازشگری و چاپلوسی متوسل می‌شوند و مسیر سازش را می‌پیمایند تا به حساب پایمال شدن دین الله دل آنها را بدست آورند.

میان «نرمخویی» و «سازشگری و عقب نشینی از اعتقادات» تفاوت وجود دارد؛ ابن قیم رحمه الله می‌گوید:

«نرمخویی صفتی پسندیده و سازشگری صفتی زشت و ناپسند است و تفاوت بین آنها اینست که: نرمخو با همنشین خویش نرمی می‌کند تا اینکه او را به حق‌خواهی واداشته یا باطل را از او دور سازد، ولی سازش‌گر و چاپلوس با او به نرمی رفتار می‌کند تا اینکه او را به باطل خویش راضی نموده و او را رها می‌سازد تا از هوای نفسش پیروی کند.

بنابراین نرمخویی صفت اهل ایمان و سازشگری ویژگی اهل نفاق است. می‌توان با آوردن مثالی این قضیه را واضح‌تر نمود:

فرض کنید فردی زخمی نزد پزشکی نرمخو بیاید. پزشک وضعیت او را درک نموده و به آرامی شروع به پاک نمودن محل زخم نموده و آن را رها می‌کند تا بخوبی زخم خشک شود. سپس به آرامی آنچه در درون زخم است را بیرون آورده و درون آن دارو و پماد قرار می‌دهد تا از عفونت آن جلوگیری نماید. سپس کرمهایی که باعث رشد گوشت می‌شوند را بر آن گذاشته و مقداری داروی گیاهی بر آن می‌گذارد تا اینکه رطوبت آن را گرفته وخشک شود، سپس آن را باندپیچی می‌کند و به همین منوال ادامه می‌دهد تا اینکه زخم بهبود یابد.

ولی سازشگر به همنشین خود می‌گوید :هیچ اشکالی ندارد! چیزی نیست؛ با تکه پارچه‌ای زخمت را بپوشان و رهایش کن! پس از مدتی کار بجایی می‌رسد که زخم شدیدا عفونت پیدا می‌کند» [کتاب الروح ابن قیم، جلد 1 ص 231].

امام ابن قیم رحمه الله عین حقیقت را بیان نموده است. برخی از سازشگران را می‌بینی که به نام نرمخویی و آسانگیری، دعوت به سوی حق را ترک گفته‌اند و چه بسا امور مهمی وجود دارد که به بهانهٔ «برهم نزدن جو» از آنها غفلت ورزیده‌اند. همواره سردمداران گمراهی تلاش می‌کنند تا اینکه اهل حق را وادار به کنار آمدن و سازش با خود نمایند و این طمع را حتی در مورد رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ نیزداشته اند تا جاییکه الله متعال می فرماید:

{وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيُدْهِنُونَ} [قلم: 9]

(دوست داشتند که تو سازش کنی تا آنان نیز سازش کنند)

و الله سبحانه و تعالی می‌فرماید:

{وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ قَالَ الَّذِينَ لاَ يَرْجُونَ لِقَاءنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هَذَا أَوْ بَدِّلْهُ} [یونس: 15]

(و هنگامی که آیات روشن ما بر آنان خوانده شود آنانکه به دیدار ما اميدی ندارند می‌گویند قرآن دیگری جز اين بياور یا آن را عوض کن)

و خداوند متعال به شکلی منتقدانه رسول الله ـ صلی الله صلی الله علیه وسلم ـ را مورد خطاب قرار داده و می‌فرماید:

{وَقُلِ الْحَقُّ مِن رَّبِّكُمْ فَمَن شَاء فَلْيُؤْمِن وَمَن شَاء فَلْيَكْفُرْ} [کهف: 29]

(بگو حق از سوی پروردگار شما [رسیده است] پس هر که خواست ایمان آورد و هر که خواست کفر ورزد)

بر دعوتگر است که از دین خوید کوتاه نیاید و اینگونه خویشتن را فریب ندهد که او دارد نرمی و حکمت به خرج می‌دهد؛ بلکه این عین سازشگری ناپسند و زمین‌گیر شدن زشت در برابر باطل است. اگر وی برنامهٔ اصلاحی واضحی دارد و نه تنها زیستن با صمیمیت و روابط حسنه با باطل و اهل آن، سزاوار است که رسالت دین را به دوش کشیده و آن را در قالبی لطیف و نیکو عرضه نموده و منتشر کند و درست نیست که «نرمی در دعوت» را با «کوتاه آمدن از ثوابت دین یا تنازل از دعوت مردم به بهانهٔ بر هم نخوردن جو زندگی» مخلوط کند.

باید هوشیار باشیم که در این میدان همانگونه که عده‌ای چاپلوسی حاکم و اهل قدرت را می‌کنند گروهی نیز وجود دارند که چاپلوسی مردم را کرده و راه سازش‌گری با آنها را می‌پیمایند و برای راضی کردن آنها کوشش کرده و سخنی به زبان نمی‌آورند مگر آنچه باب طبع شنوندگان باشد تا آنکه آنان از دورش پراکنده نشوند و محبوب قلب‌هایشان باقی بماند؛ نه اینکه آنها را از وضعیتی که در آن به سر می‌برند رها سازد.

این شخص همانند فرد اول است که راه چاپلوسی و سازش با حاکم را پیش رو گرفته است. سازشگری حرام است، حال سازش‌گر هر که می‌خواهد باشد و در اینصورت نرمش نشان دادن جزو نرمخویی پسندیده قلمداد نمی‌شود.

رسول الله صلی الله علیه وسلم می فرماید: «مَنِ الْتَمَسَ رِضَاءَ اللَّهِ بِسَخَطِ النَّاسِ كَفَاهُ اللَّهُ مُؤْنَةَ النَّاسِ، وَمَنِ الْتَمَسَ رِضَاءِ النَّاسِ بِسَخَطِ اللَّهِ وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَى النَّاسِ» یعنی: «هرکس رضایت الله را با نارضایتی مردم بخواهد، الله او را در مورد ناراحت شدن مردم کفایت می‌کند وهر کس رضایت مردم را با ناراضی کردن الله جویا شود الله او را به مردم واگذار می‌کند» [ترمذي، 4/609، (2414)، آلبانی آن را صحیح دانسته است].

برخی از کارگزاران میدان دعوت، شیطان بر آنها وارد شده و از درِ «نرمی با مردم» و «زیبا جلوه دادن چهرهٔ اسلام در نگاه غیر مسلمانان»، بهرهٔ وافری از آنها برده است. بنابراین شروع به تأویل احادیث و اخبار و تغییر احکام دین به بهانهٔ نرمخویی با دیگران و آسانگیری نموده‌اند، برای اینکه به زعم خودشان قلب‌های مردم جذب دین شود، و این همان چیزی که سبب گمراهی پیشینیان گردید.

ابن قیم رحمه الله می‌گوید: «سپس دین مسیحیت شروع به تبدیل و تغییر نمود تا جاییکه عوض شده و از بین رفت و چیزی از آن در دست مسیحیان باقی نماند؛ بلکه بر دینی تکیه زدند که بین دین مسیحیت و دین فیلسوفان بت پرست بود وناچار شدند با امت‌های دیگر نرمی و مدارا پیشه کرده تا آنها را وارد مسیحیت کنند؛ بنابراین آنها را از پرستش بتهای مجسمه‌ای به پرستش عکس‌های بدون سایه کشاندند». [إغاثة اللهفان، 2/270].

اما کسانی که برای رسیدن به مکاسب دنیوی سازشگری می‌کنند، در همهٔ دوران‌ها اکثریت جامعه را تشکیل می‌داده‌اند؛ چه رسد به زمانهٔ ما. برخی از راویان می‌گویند: هنگامی که معاویه ـ رضی الله تعالی عنه ـ می‌خواست پسرش یزید را برای فرمانروایی برخی از ولایات منسوب نماید، او را در گنبد سرخی نشانده و مردم می‌آمدند و نخست به معاویه و سپس به یزید سلام می‌کردند تا اینکه فردی آمده مانند سایرین این کار را انجام داده سپس نزد معاویه بازگشت و گفت: ای امیرالمؤمنين: اگر امور مسلمانان را به دست این نمی‌سپردی امت را تباه می‌ساختی!

أحنف بن قیس ـ رضی الله عنه ـ در همان مجلس ساکت نشسته بود.

معاویه ـ رضی الله عنه ـ گفت: تو را چه شده است ای أبا بحر(لقب أحنف بن قیس بود) چیزی نمی‌گویی؟

جواب داد: «اگر دروغ بگویم از خدا می‌ترسم، و اگر راست بگویم از تو بیم دارم!»

معاویه ـ رضی الله عنه ـ به او گفت: الله برای هر سخنی که می‌گویی به تو جزای خیر دهد. سپس دستور داد تا به او عطایایی بدهند. هنگامی که أحنف داشت بیرون می‌رفت همان شخص چاپلوس او را ملاقات نموده و به او گفت: ای أبا بحر من می‌دانم که این (یعنی یزید) این‌طور و آن‌طور است ولی این‌ها اموال را با درها و قفل‌ها نگه داشته‌اند بنابراین ما نمی‌توانیم آنها را از دستشان خارج کنیم مگر با گفتن آنچه شنیدی.

أحنف به او گفت: «ای فلانی بس است! حقیقتا شخص دو چهره سزاوار است که نزد الله هیچ اعتباری نداشته باشد».

منظور این است که با مردم نرمی نما و همراهشان باش ولی به قصد اینکه آنها را به آنچه رضایت الله در آن است رهنمون شوی و در غیر اینصورت سازشگری نکن که آنها را فریب داده‌ای. الله را راضی نما گرچه مردم از تو ناراضی گردند تا اینکه رضایت الله را فرا چنگ آوری. و بر حذر باش از اینکه الله را ناراضی کنی؛ زیرا در این صورت خشم وی به سویت سرازیر می‌گردد و هر کس خشم الله بر وی واجب گشت دنباله‌رو هوای نفسانی خویش خواهد گشت.

الله من و شما را از سازش‌گر بودن و از پیروی هوای نفسانی در پناه خویش نگه دارد.

بيداري اسلامي


نوشته شده توسط بصیر در 90/03/07 ساعت | لينک ثابت |